ابراهيم اصلاح عربانى
131
كتاب گيلان ( فارسى )
خود نمىيافت به بندر انزلى رفت و با كمك چند تن از آزاديخواهان كميته برق را تشكيل داد . كميته برق از مرامنامه سوسياليستهاى انقلابى پيروى مىكرد در حالى كه كميته ستار در آغاز كار خود را سوسيال دموكرات مىناميد . اين كميته ، ظاهرا كميته برق را شعبه خود مىدانست اما اعضاى كميته برق خود را مستقل مىدانستند و به همين جهت اختلاف بين آنها شروع شد . مشكل بزرگ آزاديخواهان گيلان در اين زمان عدم دسترسى به اسلحه بود ؛ هنوز مهمات جنگى و سلاحهاى لازم براى آنها از قفقاز نرسيده بود ، بدين جهت كميته ستار تصميم گرفت مقادير فراوانى از مهمّات جنگى و سلاحهائى را كه براى ارتش رسيده و هنوز در انبار گمرك انزلى بود تصرف نمايد ولى چون در اجراى اين نقشه با مشكلات زيادى برخورد كرد و توفيقى به دست نياورد تصميم گرفت سلاحها و مهمات مزبور را از بين ببرد . يپرم به اتفاق يكى از فعالين كميته مقدارى مواد منفجره در گمرك كار گذاشته و مقاديرى از سلاحها را به آتش كشيدند اما به انبار مهمات آسيبى نرسيد و مواد منفجره كه در آن قسمت كار گذاشته شده بود عمل نكرد . همزمان با فعاليتهاى شديد آزاديخواهان در رشت و انزلى ، مردم تالش نيز عليه دولت مركزى قيام كردند بدينترتيب كه ابتدا از پرداخت ماليات به مأمورين دولت خوددارى نمودند و سپس از انجام دستورها و اوامر مسئولين سر باززدند . دولت تصميم گرفت يك گروهان سرباز به تالش اعزام دارد . از طرف كميته ستار به يپرم مأموريت داده شد با تالشيها به گفتگو پرداخته آنها را براى مقابله با سربازان آماده سازد . اين مأموريت به خوبى انجام شد و موافقت سران شورش تالش براى مقاومت مسلحانه در برابر قزاقان جلب گرديد . در برخورد بين دو طرف نيروى دولت دچار شكست شد و مردم تالش پيروز گرديدند . اينبار كميته ستار به يپرم و دو تن ديگر از اعضاى كميته مأموريت داد كه موافقت سران جنبش طالش را براى حمله به رشت جلب نمايد تا با استفاده از حمله آنها آزاديخواهان رشت نيز قيام كرده شهر را به تصرف درآوردند . تالشيها با اصل موضوع موافقت كردند منتهى شرائطى قائل شدند كه قبول آنها براى كميته ستار دشوار بود . در گزارشى كه نمايندگان كميته ستار در مورد مذاكرات خود به رشت فرستادند خاطرنشان ساختند كه سران تالش به علت عدم اعتماد و سوء ظن زياد نسبت به ما بيم دارند كه در حين عمل آنان را تنها بگذاريم لذا براى اجراى طرح شرائطى را پيشنهاد مىكنند بدينقرار : 1 - مردم رشت بايد سه نفر از شخصيتهاى معتبر خود را نزد تالشيها گروگان بگذارند و از اين سه نفر بايد دو نفر ايرانى و يكى ارمنى باشد . 2 - همزمان با ورود تالشيها به رشت كميته ستار متعهد شود كه درست در همان لحظه شورش را در داخل شهر آغاز كند . اگر رشتيها بر خلاف تعهد رفتار نموده شورش را آغاز نكردند هرسه گروگان بلافاصله كشته خواهند شد . نمايندگان كميته ستار تقاضا كرده بودند كه گروگانها اعزام شوند تا حمله به رشت آغاز گردد و يپرم خاطرنشان كرده بود اگر از ارامنه داوطلب گروگان پيدا نشد خود او در تالش خواهد ماند . كميته ستار با اين پيشنهاد موافقت نكرد و نمايندگان اعزامى بدون اخذ نتيجه بازگشتند . اما تالشيها به نمايندگان كميته ستار قول دادند در صورتىكه رشت دست به انقلاب زند آنها نيز به يارى انقلابيون برخيزند و مخصوصا از حمله شاهسونها و طوايف ديگر به رشت ممانعت نمايند . آنها بر سر قول خود پايدار بوده و بدان عمل كردند . كميته ستار و آزاديخواهان وابسته به ساير كميتهها در اين دوره فعاليتهاى ثمربخشى را آغاز كردند . آنها پيوسته در انديشه سركوب كردن استبداد بودند و طرحهائى را در جهت اين مقصود اجرا مىكردند . يكى از طرحهائى كه در كميته ستار مورد توجه قرار گرفت ترور رجال مخالف مشروطيت و عوامل مؤثر استبداد بود . كميته يكى از ارامنه عضو حزب داشناك به نام « چخو » و يك مجاهد ديگر را كه به احتمال زياد باقر احمدى نام داشته مأمور اجراى اين طرح ساخت و آنان را به تهران فرستاد . اين دو تن مأموريت داشتند كه با كميته جهانگير تهران تماس گرفته به كمك و راهنمائى كميته مزبور چند تن از عوامل مؤثر استبداد را ترور نمايند . ولى كميته جهانگير با اجراى اين طرح موافقت نكرد و به اين بهانه كه امنيت و زندگى افراد كميته و آزاديخواهان در معرض خطر قرار خواهد گرفت از هرگونه كمك و همكارى با اين دو فدائى خوددارى نمود . يكى ديگر از اقدامات كميته ستار در اين دوره به راه انداختن تظاهرات عليه امين السلطان و ممانعت از ورود او به خاك ايران بود . امين السلطان كه در زمان ناصر الدين شاه و مظفر الدين شاه مدتى نسبتا طولانى مقام صدارت داشت از رجال باهوش و فعال ايران بود . وى هنگام كشته شدن ناصر الدين شاه توسط ميرزا رضا كرمانى به عنوان صدر اعظم يا رئيس الوزراء به كار اشتغال داشت و تا يك سال بعد نيز در اين سمت باقى ماند ؛ آنگاه از مقام خويش معزول شد اما دو سال بعد مجددا پست صدارت توسط مظفر الدين شاه به وى تفويض گرديد . وى تا سال 1282 شمسى در اين سمت باقى بود ولى چون با اخذ وام خارجى براى بار سوم موافق نبود از مقام صدارت عزل شد و عبد المجيد ميرزا عين الدوله به جاى وى منصوب گرديد . امين السلطان به اروپا رفت و تا سال 1286 در آن ديار زندگى كرد . محمد على شاه كه به هوش و ذكاوت و كاردانى امين السلطان اطمينان داشت او را به ايران احضار كرد تا با استفاده از تجربيات اين سياستمدار كار كشته دوران استبداد ، قدرت سلطنت را بازيافته نفوذ مجلس شوراى ملى را كاهش دهد . صدر اعظم سابق ايران همراه با تعدادى محافظ روسى از راه دريا به ايران بازگشت . حاكم گيلان محمد ولى خان خلعتبرى ( نصر السلطنه ) به اتفاق چند تن از رجال گيلان با كشتى سلطنتى به استقبال امين السلطان رفت . يك فوج قزاق نيز در كنار ساحل براى حفظ انتظامات و اداى احترام نسبت به صدراعظم سابق ايران مستقر شده بود . هنگامىكه امين السلطان با كشتى سلطنتى به ساحل غازيان نزديك شد تعداد قابل توجهى از مردم كه به تماشا ايستاده بودند دست به تظاهرات زدند . ابتدا شعارهاى تندى شنيده شده كه عبارت بود از : مرگ بر امين السلطان ، مرگ بر خائن ، ما اجازه نمىدهيم اين خائن به ملت قدم به خاك مملكت بگذارد ؛ سپس حمله آغاز گرديد ولى با مقاومت قزاقان مواجه گرديد . اما وقتى شور و هيجان مردم به اوج رسيد و